جنوب قلب تپنده و زخمی ایران

“به نام خدای صبر و قدرت”
جنوب قلب تپنده و زخمی ایران…
ای ایران مقتدر ای خاک مقدس، ای سرزمینی که هر ذره از خاکت، قطرهای از خون شهادت است…
اکنون که نسیم دریا دیگر بوی شور و زندگی نمیدهد؛ نسیم خلیج، بوی خاکستر و سوز آتش ناامیدی و جفا را با خود میآورد.
جنوب ما، این پهنه بیکران خورشید و دریا، این میهن نخلستانها و موجها در میانهی طوفانی از رنج و تاریکی، در میانهی هجمهی بیرحمانه دشمن، به گریه افتاده است…
آیا دیدهاید که چگونه موجهای خلیج، به جای بوسیدن ساحل، اکنون با اشکهای مرواریدگونهی سوگ، بر ماسههای داغ جنوب میکوبند؟
آیا شنیدهاید که چگونه نخلهای بلند این خاک، در برابر تندی این حمله، همچون پیکرهایی از درد و اندوه، سر به زیر افکندهاند؟
جنوب که همیشه سینهی گشاده و گرمای بیپایان ایران بود، امروز سینهاش از ضربات دشمن سیاه و کبود گشته است…
ای ایران
تسلیت ما را بپذیر؛ تسلیت ما به این خاک نمکسود که با خون بیگناهان، شیرین شده است؛ تسلیت ما به این جغرافیا که از خلیج تا سواحل، در میانهی دوزخی از آتش، به استغاثه و فریاد درآمده است…
جنوب
تنها یک منطقه نیست؛ جنوب، رگ حیاتی این پیکر عظیم است که از جراحت این حمله، خون میریزد و لرزه بر تمام میهن میاندازد.
هر گرمای سوزانی که در جنوب میتابد، امروز دیگر گرمای زندگی نیست؛ گرمای شعلههای سوختن است.
هر قطرهی آبی که به ساحل میرسد، امروز اشک مروارید خاک داغدار است.
ما در سوگ آن آرامشی هستیم که از دل این تلاطم خونین، ربوده شده است.
اما بدان ای دشمن غاصب و ای مروّران بیرحم، ای کسانی که ادای جوانمردی و انسانیت در میآورید اما در عمل، بیرحم و پست هستید! چانچه جنوب، زخمی و داغدار است اما همچون نخلستانهای استوار، در برابر تو خم نخواهد شد.
این خاک، اگرچه امروز در میانهی خاکستر و خون است، اما از خون این حوادث شکوفایی و خشم مقدس خواهد رویاند.
جنوب، با تمام زخمهایش، هنوز هم قلب تپنده و خروشان ایران است؛ قلبی که اگرچه از درد میلرزد، اما هرگز از تپیدن برای عزت و بقای این سرزمین نخواهد ایستاد…
ای ایران، ای جنوب سوگوار، ای خاک مقدس، ای جنوب جریحهدار!
ای نخلستانهای ایستاده! ای که ریشههایتان در دل این خاک کهن، همچون ستونهای معبد مقاومت، استوار است، غم تو غم ماست و داغ تو داغ تمام ایران است، ما در کنار تو در میانهی این طوفان خونین ایستادهایم، با چشمانی اشکبار، اما با قلبی که از ایمان به عدالت، همچون خورشید جنوب، سوزان است…
خداوند، صبر جمیل و پایداری استوار به این خاک زخمی عنایت کند و این تاریکی شب، به سپیدهی فجر پیروزی تبدیل گردد.
در سوگ جنوب و در عزای ایران، سر به سجدهی شکر صبر فرود میآوریم…
نویسنده ندا نصیری



